گیشاهای ژاپنی خودفروش نبودند هرچند اکثرا زنانی بودند که به بردگی فروخته شده بودند. این زنان از کودکی برای سرگرم کردن مردان در چایخانه ها تعلیم می دیدند. گیشاها آواز می خواندند، می رقصیدند و بر سر میزهای چایخانه ها از مردان پذیرایی می کردند. یک گیشای خوشبخت می توانست یک حامی داشته باشد. حامی مخارج شخصی گیشا را تامین می کرد و گاه محلی برای سکونت و گیشا در مقابل به حامی خود تن می سپرد. رنگ سپید صورت گیشاها با تضادی که با سرخی لب هایشان داشت بر زیبایی شان می افزود و به آنها چهره ای می بخشید نمایشی و فرا بشری. ماسک سپیدی که زنان گیشا احساسات، ترس ها و عواطفشان را در پس آن پنهان می کردند. زنان گیشا فقط لبخند می زدند، سخنان کوتاه و سرگرم کننده می گفتند و از مهمانان تمجید می کردند. زنان گیشا خوشحال بودند از اینکه مطلوب مردان بودند، زیبا بودند و تن فروش نبودند و به خود می بالیدند که با زنان دیگر متفاوت بودند. زنان دیگر که از کودکی برای خدمت به مردان آموزش می دیدند. زنانی که آرام راه می رفتند و تعظیم می کردند. زنانی که همسری داشتند که مخارج شخصی شان و محل سکونتشان را تامین می کرد و آنها در مقابل به او تن می سپردند. زنانی که خانه ها را می گرداندند و مسئول تامین آسایش مردان و بقیه ی اعضای خانواده بودند. زنانی که احساسات، ترس ها و عواطفشان را در پس لبخندی پنهان می کردند و تنها سخنان کوتاه و مودبانه بر زبان می آوردند. زنانی که خوشحال بودند که تن فروش نبودند. زنانی که به خود می بالیدند که یک همسر بودند و نه یک گیشا.