یک گلبرگ خشکیده
یک گلبرگ خشکیده بیشتر نبود. گلبرگ خشکیده ای که از لابه لای برگ های کتابی خاک گرفته به زیر افتاد. گلبرگ کوچک خشکیده ای که زمانی، پیشترها، بخشی از گلی تازه بود. گلی که از دستی به دست دیگری لغزید. که بین بافته های مویی جای گرفت. موهای دخترکی جوان. دخترکی که با یک خداحافظی سرسری دستی را رها کرد و خندان دور شد. زیر باران. بارانی که نم نم بر صورتش می چکید. بارانی که خاطره ای بیش نبود. خاطره ای که قطره شد و بر گونه ای لغزید. لغزید و فرو چکید بر گلبرگی. گلبرگی که تنها یک تکه ی کوچک خشکیده بود. گلبرگ رنگ پریده ی خشکیده ای بیش نبود ....